از آغاز زندگیموناز آغاز زندگیمون، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

یکی یه دونه مامان

سلام زهرا جان

1394/4/3 12:05
نویسنده : مامان tt
165 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز که رفتیم یزد با بابایی خیلی اذیت شدیم  

مامان همش استرس داشتم

نگران بابایی بودم آخه ساعت 10 شب تونست افطار کنه 

ازبس این ور و اون ور دویدیم

بالاخره رفتم بیمارستان گودرز نوار قلب گرفتیم

شکر خدا همه چی به خوبی تموم شد ششم باید برم برا معاینه واسه مامانت دعا کن عزیزم 

باید کم کم خونه رو آماده و تمیز کنمتا تو که میای آماده باشه مامانی هوس کماچ کرده برم به مامان فاطمه بگم کماچ برات درست کنه مثل کماچ های خوشمزه  بی نظیر مامان زری  البته امروز که نمیتونه دارن میرن زارچ خاله زینب رو بیارن تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تا براش جشن بگیریم  

ما که نمیتونیم بریم جشن اما خاله مهدیه میره عکس و فیلم برامون میگیره میاره  دخترم به خاله زینبت خوش آمد بگو عزیزم!!!!!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)